![]() |
![]() |
|
| The Star Of The Pilgrim |
|
|
![]() |
|
میدونی...
اوایلش که خیلی کوچیک بودم فکر میکردم مشکل منه. فکر میکردم که خیلی خودخواهم که از زمستون خوشم مییاد. فکر میکردم من خیلی پستم که به فکر گداهای بیرون نیستم که هر شب تو سرما میخوابن... اما بزرگتر که شدم حس کردم یه چیز جدید داره جور خورشید رو میکشه. هرچی بیشتر فکر میکردم، بیشتر این فرآیند رو از نزدیک حس میکردم. تا اینکه فهمیدم تنها کسی که تو زمستون سردش میشه، منم...واون که گرمم می کنه تویی... □ □ □ می بینم صورتم و تو آینه |
|
||||||
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|