![]() |
![]() |
|
| The Star Of The Pilgrim |
|
...وقتی دختر از کلبه بیرون آمد، به طبیعت، لبخند زد
طبیعت هم، به او لبخند زد... امان از طبیعت،امان از طبیعت... یک دست باد در موهای بلند دخترآنها را به این سو ،آن سو می برد ودست دیگرش با دامن دختر بازی می کرد،وآنرا پائین ،بالامی کرد.... اما دختر زیبای ما، آزاد بود آزاد...و رها ... دختر به رودخانه رسید، دامنش را بالا زد و وارد آب شد... اما در رودخانه، آنجا ،زیر آب ،بین سنت و مدرنیسم دعوا در گرفت متشرعین ماهی ،روی خود را بر گرفتند ،اما ماهی های آزاد با هم دعوایشان گرفت ، زیرا هر کدام زودتر می خواستند از زیر پای دختر بگذرند،زنان ماهی هم با شوهرانشان سر این موضوع به مجادله پرداختند... اما دختر زیبای ما آزاد بود آزاد...ورها... ... اگر دختر تمام لباسهایش را.... فکر نمی کنید خورشید هم شب می شد... تمدن رو
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|