![]() |
![]() |
|
| The Star Of The Pilgrim |
|
امسال هم سال نو شد.
مثل پارسال که نو شد. مثل ۲۸ سال پیش که نو شده بود. مثل ملیون ها سال که از خلقت این کره ی مسطح می گذره. مثل حرکت انتقالی. مثل حرکت وضعی. مثل حرف هگل که می گه (گذشته رهنمودی سازنده برای آینده است) مثل نظر هایدگر که با نظری ویرانگر به گذشته می نگره. مثل زمستان. مثل بهار. مثل (تو) که همیشه تکراری هستی. مثل...
|
|
همیشه، یک من، یک رفتن، یک «خیلی سخت نیست» به اضافهی یک جرأت لحظهای، یک چیزی که مثل خوره مغز را پوک میکند، یک دلتنگی زیاد، یک «همهشون»، یک فحش، یک خدا، یک پشیمانی، یک کمی هم بقیه چیزها...
همهی اینها را میچینم دور هم. گرد. کاملاً گرد. بعد یه تلنگر میزنم به همیشه. میچرخه. یه سری چیزا ازش پرت میشه بیرون. من یک بلاگر باقی میمونم... □ □ □ یاد اولین باری افتادم که دستم را لای موهای دختر مو شکلاتی کردم… اوم....
□ □ □
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|