تبليغاتX
EHAB
The Star Of The Pilgrim
امسال هم سال نو شد.

مثل پارسال که نو شد.

مثل ۲۸ سال پیش که نو شده بود.

مثل ملیون ها سال که از خلقت این کره ی مسطح می گذره.

مثل حرکت انتقالی.

مثل حرکت وضعی.

مثل حرف هگل که می گه (گذشته رهنمودی سازنده برای آینده است)

مثل نظر هایدگر که با نظری ویرانگر به گذشته می نگره.

مثل زمستان.

مثل بهار.

مثل (تو) که همیشه تکراری هستی.

مثل...

+ نوشته شده در  Sun 18 Mar 2007ساعت 7:33 PM  توسط ehab | 
[IMG]http://i15.tinypic.com/4gj6v4x.jpg[/IMG]

[IMG]http://i19.tinypic.com/2hq4ff8.jpg[/IMG]

[IMG]http://i17.tinypic.com/2mh64y1.jpg[/IMG]

[IMG]http://i17.tinypic.com/2ihxbeu.jpg[/IMG]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  Sun 18 Mar 2007ساعت 3:18 PM  توسط ehab | 
همیشه، یک من، یک رفتن، یک «خیلی سخت نیست» به اضافه‌ی یک جرأت لحظه‌ای، یک چیزی که مثل خوره مغز را پوک می‌کند، یک دلتنگی زیاد، یک «همه‌شون»، یک فحش، یک خدا، یک پشیمانی، یک کمی هم بقیه چیزها...
همه‌ی این‌ها را می‌چینم دور هم. گرد. کاملاً گرد. بعد یه تلنگر می‌زنم به همیشه. می‌چرخه. یه سری چیزا ازش پرت می‌شه بیرون. من یک بلاگر باقی می‌مونم...

□ □ □
یاد اولین باری افتادم
که دستم را لای موهای دختر مو شکلاتی کردم…

اوم....
□ □ □


یک روز عصر
- کمی مانده بود به غروب آفتاب -
تا نیمه‌های شب انتظار کشیدم…
یک و نیم واحد بلاگ در ذهنم مرور کردم…
چند خطی روی ماسه‌ها به یادگار نوشتم،
زیبا شده بود…
موج اما،
همان کفش‌های پاشنه‌دار دخترموشکلاتی بود…

□ □ □


 می‌میری، بعد فراموش می‌کنی، بعد فراموش می‌شی، بعد دور می‌شی. اما من تمام این مدت موهات‌و به هم گره می‌زنم و با اونایی که می‌ریزین زمین، برا خودم گردنبند درست می‌کنم...
من اعدام می‌شم و تو قبل از این‌که کامل فراموش‌م کنی، می‌میری. من تمام طول ماه رو برات آهنگ خالی می‌ذارم. وقتی حس می‌کنم داره خوابت می‌گیره، صداش‌و زیاد می‌کنم و تو لب‌خندت عریض‌تر می‌شه. همه‌ی آدمای باهوش مهربون‌ترن. اما لب‌خندای تو رو فقط می‌شه ازشون آویزون شد و تاب خورد. بعد با اون اضافه‌هاش که همیشه تصنعی‌ان، یه گردنبند ساخت تا همه فکر کنن که قضیه یه دو نقطه پرانتزه...
تو دورتر می‌شی و من با همه‌ی حماقت‌هام یه کمند می‌سازم و پرت می‌کنم‌ش به سمت تو. حماقت‌های من هیچ‌وقت زمین نمی‌ریزن؛ برا همینه که حدس می‌زنی که من حتی نسبت به خودم‌م خودخواهم. از نزدیک‌ترین پل مرتفع در دسترس آویزون‌ت می‌کنم تا شجاع باقی بمونی. تو شجاع می‌شی و من حماقت‌م رو می‌کنم نگین گردنبندهات...
تو می‌میری، بعد یه پارادایم تصنعی لعنتی از آزادی می‌شی، بعد همه‌ی موهات رو شبا می‌ذاری زیر بالشت تا من حتی به‌شون دست هم نزنم. من اون‌قدر نگات می‌کنم تا قبل از مردن، همه‌ی موهات بچسبن به بالش. تو می‌میری و من شبا تو خواب، موهام اندازه‌ی موهای تو می‌شه. درست تا همون‌جایی که همیشه یادت می‌ره تو آینه تقریب بزنیش...



+ نوشته شده در  Tue 13 Mar 2007ساعت 10:6 PM  توسط ehab | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
8/23/2009 - 8/29/2009
5/26/2009 - 6/11/2009
11/21/2008 - 11/27/2008
4/10/2008 - 4/19/2008
2/11/2008 - 2/19/2008
11/13/2007 - 11/21/2007
10/30/2007 - 11/5/2007
9/27/2007 - 10/13/2007
7/27/2007 - 8/12/2007
7/30/2007 - 8/5/2007
7/13/2007 - 7/22/2007
6/29/2007 - 7/5/2007
6/22/2007 - 6/28/2007
5/26/2007 - 6/11/2007
5/29/2007 - 6/4/2007
5/12/2007 - 5/21/2007
4/25/2007 - 5/11/2007
4/11/2007 - 4/20/2007
3/25/2007 - 4/10/2007
3/28/2007 - 4/3/2007
3/13/2007 - 3/20/2007
2/27/2007 - 3/5/2007
2/11/2007 - 2/19/2007
1/28/2007 - 2/3/2007
1/12/2007 - 1/20/2007
12/22/2006 - 12/28/2006
12/13/2006 - 12/21/2006
11/26/2006 - 12/12/2006
11/22/2006 - 11/28/2006
10/27/2006 - 11/12/2006
10/30/2006 - 11/5/2006
9/27/2006 - 10/13/2006
9/13/2006 - 9/22/2006
8/27/2006 - 9/12/2006
8/23/2006 - 8/29/2006
8/13/2006 - 8/22/2006
پیوندها
همسفر عــشــق
الینا
نازنین عاشق
قاصدک مسافر
aida
ققنوس
حامده
سعید
دل خسته عشق
آتش عشق
۩۞۩ بیگانه ۩۞۩
فاطمه
الهام(خواب شیرین)
لوند
فرزاد
بهار
عکس های نانسي
لیلا
مرضیه وفاطمه
صدف
مهتاب
سانی
لیدا
معصومه
دنیا
باران بهاری
حباب عشق
آرش
اشنا(حسین)
دختر شب
یادداشت های يک خبرنگار
*•. .•*..*•.فاطیما*•. .•*.
نیلوفرانه
سعیده
amin
Iran's Children
مریم
icegirl & iceboy
حدیث
مزدک
دخترانه
منا
مبینا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM